چه محشری است که آل ریا به‌پا کرده است


مگر که رو به بتی تازه اقتدا کرده است



تو را که نوری و قرآن ناطقی این بار


به استناد کدام آیه‌ای رها کرده است



قسم به سرخی خون عقیق‌های یمن


که درد، دِین خودش را به عشق ادا کرده است



بکش کسای یمانی به روی دوش و بیا


که باز آل کسا را یمن صدا کرده است



خبر دهید به خورشید در شب ظلمت


دلم به شیوۀ پروانه جان فدا کرده است



چه باک از آتش نمرودیان که شعلۀ آن


از این که عشق بسوزد در آن اِبا کرده است



تو ذوالفقار به دستی بیا که هر مظلوم


به روی وعدۀ حقّت حساب وا کرده است