شعر زاهد - امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

تویی که دین و ریایت چو کوه الوند است

خدا درین شب تاریک تو را مگر چند است ؟

کجا سَحَر شِنَود چشم مرده ات ، هرگز

که فتنه ی تو خودش ساحری سَحَر بند است

مرا که از غم دنیا و دین نصیبی نیست

چه باک ؟ گر دل صوفی ز من نه خرسند است !

به من دری بِگُشای بر جهنّم محتوم

که جای تو وُ مرا نزد حق نه مانند است

خوشا به حال تو والای پاک و پالوده

که با تو حقّ و خدا بر طریق پیوند است !

ز من مگیر و مکوب کینه ای و مشتت را

((رعایت طرف بنده بر خداوند است ))

تویی که طعنه زنی بر طریقت رندان

بزن که ما شعرا را خودش پدافند است

بخوان به از مَنِ مغموم ، حافظ قرآن

که صوت شعر تَرَت بر من به از قند است

معرفی کتاب - توبه اثر استاد شهید مترضی مطهری (ره)

معرفی کتاب - توبه اثر استاد شهید مترضی مطهری (ره)

به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

خداوند بخشندهٔ دستگیر

کریم خطا بخش پوزش پذیر

نه گردن کشان را بگیرد به فور

نه عذرآوران را براند به جور

وگر خشم گیرد ز کردار زشت

چو بازآمدی ماجرا در نوشت

 

 

یک دانه را که بکاری سر از خاک بیرون می آورد ، جوانه می زند و اگر در این مسیر سراسر رشد و بالندگی به سنگی یا هر مانع دیگری برسد ساقه نرمش را اندکی خم می کند و راه دیگری را برای روییدن و بالیدن در پیش می گیرد .
کرم ابریشم اگر بر زمین می خزد و پستی می کند راه تغییر در پیش می گیرد و پیله می کند به خودش تا در نهایت ره آسمان گیرد و پروانگی آغاز کند .
پرستو ها اگر هوا را سرد و خصم یابند به سوی جایی گرم تر می روند تا قلب شان یخ نزند وگرنه کدام موجودی بخاطر چند صباحی بیش تر زنده ماندن هزاران کیلومتر را پرواز می کند؟ و انسان چقدر نادرست داوری می کند این مهاجرت مقدس را .
یک پرنده یا حتی یک مگس وقتی پرواز می کند اگر بر سر راهش مانعی ببیند جهت خود را تغییر می دهد تا از آسمان به زمین سقوط نکند یا اسیر دشمن خویش نشود .
آری هر موجودی ، هر آن چه که در این جهان ماده هستی دارد در هر مرحله ای که باشد شوق رسیدن به منزل بالاتر را دارد و تا آن جا که برای او مقدر است رو به سوی کمال دارد . دانه جوانه می دهد فرقی ندارد این دانه یک درخت تنومند شود یا یک علف که ما هرز می خوانیمش، دانه تشنه است و منتظر. چشم انتظار نوازش نور مهر افزای خورشید است و تشنه آب تا جوانه بزند . ای انسان گمان مبر سنگ و آهن و جماد در جموند . سنگی که روزی سد راه رهگذری شده و او را بر زمین انداخته شرمسار شده است و اکنون خاکی است که زیر پای توست . هر چیزی در این جهان انقدر دگرگون می شود تا به کمال برسد و آن گاه بار خود را می بندد و ره کتم عدم پیش می گیرد .
ای انسان که بر خود ظالم بودی و بار سنگین انسان بودن و اشرف مخلوقات بودن را بر دوش می کشی چگونه نمی دانی یا نمی خواهی در دگرگونی و بالیدن باشی ؟
براستی که تو ای انسان از مگسی که در دام عنکبوت گرفتار می شود گرفتار تری و نمی بینی که اهریمن چگونه برایت دام پهن کرده و غافلانه زندگی میکنی .
ای انسان از غرایز جسمانی خویش و آمال و شهوات به فطرت و انسانیت خویش هجرت کن . اگر که چنین نکنی از اوج به قعر سقوط می کنی و در خسران و ضرر خواهی بود . و راست گفت خداوند بلند مرتبه که انسان همواره در خسران است . ان الانسان لفی خسر
ای انسان اگر می خواهی از این خسران دائمی نجات یابی به ستارگان آسمان قلبت نگاه کن و مسیر درست را پیدا کن تا بتوانی از هفت دریا و هفت شهر عشق بگذری و به سر منزل مقصود رسی .
چه زیبا گفت سعدی علیه الرحمه:
کرم کن که فردا که دیوان نهند
منازل به مقدار احسان دهند

قیامت که بازار مینو نهند
منازل به اعمال نیکو دهند


نکو گفت لقمان که نا زیستن
به از سال ها بر خطا زیستن

در آن روز کز فعل پرسند و قول
ااولوالعزم را تن بلرزد ز هول
به جایی که دهشت خورند انبیا
تو عذر گنه را چه داری ؟ بیا


چه زیبا سعدی انسان را دعوت می کند که راهی در پیش گیری که از قعر ثری تا ثریا روی . سعدی اگر به وسیله شعر و احساس تو را فرا می خواند اینک استاد شهید مطهری با استدلال و ذوق تو را می خواند تا مسیر خود را تغییر دهی .

دوستان عزیز کتاب توبه از استاد مطهری به زیبایی و بدور از صرفا نصیحت گری درباره تغییر مسیر صحبت می کند .

 

و اینک گزیده هایی از کتاب