از نور حرف می زنم

آه باران

هر بامداد تا نور مهر می دمد از کوه های دور

من بال می گشایم چابک تر از نسیم

پیغام صبحدم را با شعرهای روشن

پرواز می دهم

انبوه خفتگان را با نغمه های شیرین

آواز می دهم

از نور حرف می زنم از نور

از جان زنده، از نفس تازه، از غرور