خانه ات را باد برد

تو هنوزم نگران وزش باد در موی منی؟!

مسخ افیونی افسانه ی اصحاب کدامین غاری؟

در کدامین خوابی؟

خواب در چشم تو ویرانی صد طایفه است

تشت رسوایی دزدان امارت افتاد

تو نگهدار هنوزم دو سر شال مرا

پشت این پرده ی پوسیده  تو در خوابی و من

با همین زلفک ممنوعه ی خود

نردبانی به بلندای سحر می بافم

تا برآرم خورشید

و تو در خوابی و آب

از سرت می گذرد