مهرگان

این جشن مربوط به فرشته مهر به معنی نور خورشید،  

فروغ و روشنایی،  مهر و محبت و عهد و پیمان

می باشد نامیده می شود.

در میان تمام جشن هایی که در ایران باستان متداول

بوده دو جشن از همه آنها مهمتر و بزرگتر بودند:

جشن نوروز و جشن مهرگان

جشن نوروز در نیمه اول سال یعنی  پیش در آمد بهار

و همراه با سر سبزی طبیعت و رفتن زمستان است.

جشن مهرگان در نیمه دوم سال یعنی هنگامی که

گرمای سوزان تابستان سپری و هوای معتدل پاییزی

شروع می شود.

قدمت جشن مهرگان به هزاره دوم پیش از میلاد

بر می‌گردد و بیش از ۴۰۰۰ سال قدمت دارد.

زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و

فصل پاییز بوده است و این شیوه دست کم تا پایان

دوره هخامنشی و احتمالاً تا اواخر دوره اشکانی نیز

دوام داشته است.

اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی  جشن مهرگان

به مهر روز از مهرماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل می‌شود.

در مورد پیدایش جشن مهرگان نظرات مختلفی وجود دارد

ابوریحان بیرونی می گوید:

چون در این روز آفتاب بر عالمیان پیدا شد این روز را

مهرگان (هنگامه خورشید) نامیدند که پادشاهان ساسانی در

این روز تاجی به شکل خورشید بر سرمی گذاشتند و جشن

با شکوهی می گرفتند.

به روایتی دیگر فریدون شاه پیشدادی در این روز به

رهبری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و

ضحاک را در کوه دماوند حبس نموده و فریدون

تاج پادشاهی بر سر نهاد. 

فردوسی در شاهنامه نیز به پیدایش  جشن مهرگان در دوران

پادشاهی فریدون اشاره داشته است.

 

به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

زمانه بی اندوه گشت از بدی گرفتند هر کس ره بخردی

دل از داوری‌ها بپرداختند به آیین یکی جشن نو ساختند

نشستند فرزانگان شادکام گرفتند هر یک ز یاقوت جام

میِ روشن و چهره شاه نو جهان نو ز داد از سرِ ماه نو

بفرمود تا آتش افروختند همه عنبر و زعفران سوختند

پرستیدن مهرگان دین اوست تن‌آسانی و خوردن آیین اوست

اگر یادگارست ازو ماه و مهر بکوش و به رنج ایچ منمای چهر