من مناجات درختان را

هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را

با باد

نفس پاک شقایق را

در سینه کوه

صحبت چلچله ها را

با صبح

نبض پاینده هستی را

در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را

در گونه گل

همه را میشنوم می بینم

من به این

جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم