ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌ 

عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌

عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا

عشق یعنی کوشش بی‌ادعا

عشق یعنی دشت گل کاری شده

در کویری چشمه‌ای جاری شده 

یک شقایق در میان دشت خار

باور امکان با یک گل بهار 

عشق یعنی گل به جای خار باش

پل به جای این همه دیوار باش 

عشق یعنی یک نگاه آشنا

دیدن  افتادگان  زیر  پا 

عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر

واگذاری آب را بر تشنه تر

عشق یعنی مشکلی آسان کنی 

دردی از درمانده‌ای درمان کنی

عشق یعنی خویشتن را نان کنی 

مهربانی را چنین ارزان کنی

عشق یعنی نان ده و از دین مپرس      

در مقام بخشش از آیین مپرس

هرکسی او را خدایش جان دهد

آدمی باید که او را نان دهد