بستد دل و دین از من

از من دل و دین بستد

کافر نکن چندین

چندین مکند کافر

او رخ چو قمر دارد

دارد چو قمر او رخ

عنبر ز قمر رسته

رسته  ز قمر عنبر

چشمش ببرد دل ها

دل ها ببرد چشمش

باور نکند خلق

خلق آن نکند باور

حیران شده و عاجز

عاجز شده و حیران

بت گر ز رخش چون بت

چون بت ز رخش بت گر

دلبر صنمی شیرین

شیرین صنمی دلبر

آذر ز دلم بر زد

بر زد ز دلم آذر

عاشق شده ام بر وی

بر وی شدم ام عاشق

یک سر دل من او برد

برد او دل من یک سر

دلبر صنمی شیرین

شیرین صنمی دلبر

آذر ز دلم بر زد

بر زد ز دلم آذر

عاشق شده ام بر وی

بر وی شده ام عاشق

یک سر دل من او برد

برد او دل من یک سر

نالم ز رخش دائم

دائم ز رخش نالم

داور ندهد دادم

دادم ندهد داور

مست به صنم و چندی

چندین صنم و مست دل

می خورد به طرب با من

با من به طرب می خورد

منت به سرم بر نه

بر نه به سرم منت

ساغر به کپم بر نه

بر نه به کپم ساغر

رفته به سفر یارم

یارم به سفر رفته

ای در چه کنم تنها

تنها چه کنم ای در

دلبر صنمی شیرین

شیرین صنمی دلبر

آذر ز دلم بر زد

بر زد ز دلم آذر

عاشق شدم بر وی

بر وی شدم عاشق

یک سر دل من او برد

برد او دل من یک سر

دلبر صنمی شیرین

شیرین صنمی دلبر

آذر ز دلم بر زد

بر زد ز دلم آذر

عاشق شدم بر وی

بر وی شدم عاشق

یک سر دل من او برد

برد او دل من یــــــــــــــــــک سر

delbarmohsenchavoshi.jpg