آمدی جانم به قربانت ولی

حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از

پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ

سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی

حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای

تو نیست

من که یک امروز مهمان توام

فردا چرا